جستجو
   
    Delicious RSS ارسال به دوستان خروجی متنی
    کد خبر : 59277
    تاریخ انتشار : 23 شهریور 1393 14:56
    تعداد بازدید : 591

    دوره آموزشی آزاد”فلسفه حق”/گزارش مکتوب و صوتی(جلسه ششم)

    هارت می گوید شما می گویید که هرجایی که سودی برای کسی باشد این شخص باید صاحب حق باشد. من مواردی را مطرح می کنم که اینگونه نیست و حق به معنای سود نیست. فرض کنید شما قرار است برای کسی هدیه ای بخرید و پول ندارید و از من طلبکارید و باید هدیه بخرید برای آن شخص . حال قضیه این است که من باید طلب را به شما پرداخت کنم تا شما با آن پول برای دیگری هدیه ای بخرید و او ذینفع شود. حال چه کسی اینجا صاحب حق است؟ آن کسی که هدیه را میخواهد بگیرد و ذینفع شود که حقی ندارد ، حق را شما دارید که طلبکارید. در پاسخ به این اشکالات هیومز می گوید که نظریه سود درست است اما باید قرائت دیگری از آن ارائه شود.
    رساله حقوق؛امیرعباس عسکری-دوره آموزشی آزاد”فلسفه حقوق” با همکاری مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی و گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۹۲-۹۳ برگزار گردید.در این دوره حجت الاسلام و المسلمین دکتر نبویان به تدریس فلسفه حق بر مبنای کتاب”چیستی حق” پرداختند.
    متن پیش رو مربوط به جلسه ششم این دوره آموزشی در سال ۹۲ می باشد:

    دکتر نبویان آغاز سخنان این جلسه خود را با نقدی از یک نظر بنتهام آغاز می کند ، نظری که در آن بنتام گویی معتقد است که هر تکلیفی مستلزم حق می باشد ، اما وی با ذکر تکالیف مالیاتی که بر عهده شهروندان است می گوید که دریافت آن حقی برای دولت نیست . نتیجه آنکه باید کسانی باشند که در قبال تکلیف حقی برای آنها مستقر باشد که همیشه اینگونه نیست.

    در ادامه به نقدی از هارت اشاره گردید در خصوص نظریات بنتهام : هارت می گوید شما می گویید که هرجایی که سودی برای کسی باشد این شخص باید صاحب حق باشد. من مواردی را مطرح می کنم که اینگونه نیست و حق به معنای سود نیست. فرض کنید شما قرار است برای کسی هدیه ای بخرید و پول ندارید و از من طلبکارید و باید هدیه بخرید برای آن شخص . حال قضیه این است که من باید طلب را به شما پرداخت کنم تا شما با آن پول برای دیگری هدیه ای بخرید و او ذینفع شود. حال چه کسی اینجا صاحب حق است؟ آن کسی که هدیه را میخواهد بگیرد و ذینفع شود که حقی ندارد ، حق را شما دارید که طلبکارید. در پاسخ به این اشکالات هیومز می گوید که نظریه سود درست است اما باید قرائت دیگری از آن ارائه شود. هیومز در واقع می گوید که دو قرائت می شود از این نظر بنتام ارائه کرد. اول آنکه هر جا که نفعی از تکلیف کسی به شخصی می رسد حق با او است. می گوید اگر این تعبیر را از نظر جناب بنتام داشته باشیم ، نظر شما درست است جناب هارت ، اما ما می توانیم تعبیر دیگری از نظریه سود داشته باشیم که آن نظریه اصلاح شده ی صاحب نفع است. وی اینگونه نظر خود را بیان می کند که نخست کسی صاحب حق محسوب می شود که فرض می شود با انجام تکلیف مقرر قانونی توسط مکلف ، سود می برد. در اینجا نفر سومی وجود ندارد و تنها در موردی که کسی فرض شود که صاحب نفع است صاحب حق نیز می باشد اگرچه ممکن است در موارد جزیی منافعی به اطراف و افراد دیگر برسد ، لذا اینگونه اشکال هارت وارد نیست. نکته ای را بیافزایم ، اینکه صاحب نفع بودن شرط کافی برای صاحب حق بودن نیست در حالیکه بنتام می گوید هست.

    دکتر نبویان در جمع بندی این مبحث به بیان خلاصه ای از نظریه سود گرایی پرداخت که در راس آنان نظریه بنتام بود که بیان می داشت هر کجا سودی برای شخصی وجود دارد حق نیز برای او وجود دارد. در نهایت هارت انتقاداتی بر این نظر وارد ساخت و در نهایت هیومز به این اشکالات پاسخ گفت و نتیجه آن شد که هر کجا سودی برای شخصی بوجود می آید کافی برای صاحب حق دانستن وی نیست.

    دکتر نبویان سپس برخی نقدهای خود را بر نظریه سود بنتام وارد ساخت : ما چند نقد داریم به این نظریه. اول اینکه این نظر در فرضی درست بود که می گفتیم حق فقط شامل حق های قانونی می شود ، در حالیکه اینطور نیست و این نظر کامل نیست. ما این همه حق های اخلاقی داریم. و بسیاری از حقوق دیگر که اصلا نفعی در آن وجود ندارد. نکته ی دیگر اینکه ما می گوییم چرا فلانی حق دارد در جواب می گوییم چون حق دارد. اینجا ما داریم علت حق داشتن کسی را بیان می کنیم و اصلا راجع به اینکه این دو کلمه یعنی سود و حق به یک معنا هستند صحبت نکردیم. نفع داشتن علت حق داشتن است و با حق به یک معنا نیست. البته برخی هم نفع را معلول حق می دانند که باز هم در قضیه فرقی نمی کند و این دو به یک معنا نیستند. نکته مهم دیگر آنست که سود دانستن معنای حق فقط شامل موجودات ناقص می شود. کسی سود می برد که در حال تکامل است و میاید سود می برد , حال که می بینم حق الله که یک موجود کامل است و حتی سایر مجردات که تکامل در آنها نیست ، حقوقی دارند. لذا این موجوداتی که تغییر پذیر نیستند شما نمی توانید بگویید که حقی برایشان موجود نیست. آمدند گفتند که اصلا موجودی که مجرد باشد و مادی نباشد وجود ندارند و عالم وجود را مساوی عالم ماده تلقی کردند.

    دکتر نبویان ایراد دیگری که به این نظر وارد دانستند آن بود که نظریه پردازان این گروه تعریف حق را به اخفی کرده اند , به این معنا که تعریف حق را به چیزی که خود نیز چیز مشخص و معلومی نیست کرده اند و این تعریف دچار اشکال می باشد. سوال این است که خود سود به چه معنا می باشد؟

    وی سپس بعد از بیان انتقادات وارده به نظریه سود ، به نظریه ” هارت ” موسوم به نظریه ” انتخاب ” پرداخت. هارت می گوید سود و نفع داشتن نه شرط لازم و نه شرط کافی برای حق داشتن است. او حق را شکلی از انتخاب می داند . برای مثال شخصی از دیگری طلبکار می باشد ، به نوعی اراده وجود دارد که میتواند ببخشد و یا بگیرد. ویژگی حق این می باشد که صاحب حق می تواند اختیار اجرای حق را اعمال کند یا نکند. لذا هر حقی یه نوع آزادی دو سویه است ، یک آنکه آنرا اجرا کند و دوم آنکه تصمیم به ترک و عدم اعمال آنرا بگیرد. به طور کلی حق را شامل سه قسمت و جز می دانند. نخست قدرت بر اجرای حق ، دوم قدرت بر ترک آن و سوم ادعا و پشتوانه ای که از این حق حمایت می کند. لذا اگر طبق یک قانون به کسی سودی برسد اما آن شخص قدرت اجرا یا امتناع از آنرا نداشته باشد حقی به او نمی رسد.

    دکتر نبویان در ادامه گفت: پس با این حساب حق مخصوص افراد بالغ عاقل بالای پانزده سال است. به هر کسی نمی توانیم بگوییم صاحب حق. می بینید که بحث حق چه ثمراتی خواهد داشت. دیگه اینجا شما راجع به حق حیوانات و محیط زیست و.. نمی توانید طرح بحث کنید. اینکه ما حق را به معنای امتیاز گرفتیم به این خاطر بود که دایره صاحبان حق را به اندازه این نظریه مضیق نمی کند.

    دکتر نبویان سپس نقد های خود را به این نظریه وارد ساخت: نخست اینکه این نظریه تنها شامل حق های قانونی می شود که اگر درست هم باشد ناقص است. نقد دیگر آن است که نظریه انتخاب در واقع همان نظریه سلطنت است . گفتیم نظریه سلطنت برای شیخ انصاری و مرحوم نائینی بود. اینکه شما سلطنت دارید یعنی قدرت دارید . کسی که سلطنت دارد یعنی زمام چیزی را در دست داشتن و اینکه بتوان حقی را اعمال کرد یا نکرد که در واقع همان نظریه اختیار است. می خواهیم این را بگوییم که هر اشکالی که به نظریه سلطنت وارد است اینجا هم نیز وجود دارد. برای مثال در آنجا داشتیم موردی که شخصی سلطه دارد اما حق برای کس دیگه ایست. مثل ورثه صغیر که ولی او سلطه بر اموال او پیدا میکند ولی حق در واقع برای صغیر است. طبق این نظریه نقد سوم ما این هست که اگر قدرت بر تصمیم گیری ملاک حق داشتن باشد پس اولا انسان های بالغ بیهوش مثل کسایی که رفتند در کما حق ندارند ، پس این شخص حق مراقبت ندارد و می توان او را رها کرد تا بمیرد. دوما اینکه آیا کودکان هم حق دارند یا خیر. طبق نظر غربی ها صغیر شخص است یا شی است؟ اینان می گویند اگرچه کودکان حق ندارند ولی ما مکلف به نگهداری از آنان هستیم. جوابش چیه؟ این است که تکلیف همیشه در مقابلش حقی باید باشد . اینکه این صاحب حق کیست ؟ دولت است ، خداست؟ همه اینها بحث های مبنایی است که این تکلیف که از فرزند نگهداری شود از جانب کدام صاحب حقی صادر شده است؟

    دکتر نبویان نکته ای را که تناقضی در سخنان نظریه پردازان این نظریه است را خاطر نشان کردند: شما می گویید که کودکان و حیوانات و… حق ندارند ، اما خودتان می گویید که اگر نماینده ای بیاید و از حق اینان دفاع کند ، صاحب حق شناخته می شوند. پس اینکه می گویید قدرت تصمیم گیری و اختیار چه می شود؟ اگر با یک نماینده این گروه اشخاص صاحب حق می شوند پس دیگر چرا این نظریه را مطرح کردید؟ پس اگر قدرت تصمیم گیری داشته باشند خودشان نمایندگی می کنند برای خودشان و اگر نداشته باشند دیگری برای آنها تصمیم گیری و احقاق حق می کند ، پس دیگر چرا این نظریه را گفته اید؟ نکته دیگر راجع به حق های واجب الاستیفاء می باشد. حقوقی همچون بهداشت عمومی و آموزش عمومی که در اعلامیه های حقوق بشری هم به آنها اشاره شده است. اینها واجب الاستیفاء هستند یا مخیر در اعمال یا عدم اعمال آنها؟ طبق بیان اینان حق واجب الاستیفایی نخواهیم داشت. آخرین نقدی که من می خواهم در اینجا بگم این است که هارت گفته بود حق نوعی یا شکلی از انتخاب است. سوال این است که کدام نوع ، چون ما چندین نوع انتخاب داریم.

    دکتر نوبیان پس از اتمام نقد های خود به مروری کوتاه از بحث هایی که تا بدین جا مطرح گردید پرداخت. نخست آنکه بین حق بودن و حق داشتن تفصیل قائل شویم ، دوم بحث راجع به برخی معانی حقوق و برخی تشابهات بین این کلمات ، سوم آنکه مفهوم حق از مفاهیم فلسفی یا سنجشی بود و در آخر نکته چهارم آنکه مفهوم حق از مفاهیم نفسی بود نه از مفاهیم اضافی . سپس معنای حق در مشترک لفظی و مشترک معنوی را بررسی کردیم و در مشترک معنوی نظریات مختلف بررسی گردید.







    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :
تعداد بازدید کنندگان کل :
تا کنون :
22265670
اکنون :
120